«محمدرضا عباسیان» مستندساز و مدیرعامل مؤسسه رسانههای تصویری با انتشار نامهای، فیلم مستند بلند «مدرسه» را که به موضوع جنگ بوسنی و کشتار مسلمانان میپردازد را از بخش مسابقه جشنواره مستند الجزیره خارج کرد. در گفتوگویی که با وی ترتیب دادیم علت انصراف فیلم در جشنواره و رویکرد جشنوارههای خارجی همچنین چگونگی حضور در عرصه بینالملل را جویا شدیم که از نظر میگذرانید.
* چگونه به این نتیجه رسیدید که انصراف خود را از جشنواره الجزیره اعلام کنید و فیلم را از بخش مسابقه این جشنواره خارج کنید؟
- ۲۰ سال است که مستند میسازم و از سوی دیگر اکثرکارهایم را در مناطق جنگی کار کردم، از جمله افغانستان، عراق، لبنان و بوسنی و... معروفترین کارم که جوایز متعدد بسیاری در داخل و خارج از کشور کسب کرده است با عنوان مستند «قانا» است که به موضوع کشتار مردم لبنان در جنوب این کشور توسط اسرائیلیها میپردازد. این فیلم در سال ۲۰۰۶ در جشنواره مستند الجزیره که متعلق به شبکه الجزیره است، حضور داشت و جایزه طلایی جشنواره را از آن خود کرد اما متاسفانه شبکه الجزیره در چند سال اخیر به تغییر روش پرداخت. اوایل به عنوان شبکه بیان آزاد و دیدگاههای متفاوت معرفی شده بود و تاحدودی هم این را رعایت میکرد البته تعبیر میشد که bbc عربی است ولی تاحدودی در حوزه افغانستان و عراق اخبار متفاوتی را با رسانههای غربی مطرح کرد و دلیل اقبال عمومی در جهان نسبت به شبکه الجزیره این بود. آزاداندیشان، فیلمساز جهان عرب و ژورنالیستهای معروف جهان عرب وبینالمللی هم با این شبکه همکاری داشتند. اما از سال گذشته پس از جریان بیداری اسلامی و مسایل بحرین متاسفانه این شبکه به خاطر فشارهایی که حاکمان قطر، سعودی و بحرین به آن وارد کردند دیدگاهش را عوض کرد نسبت به آزادی بیان و ارایه واقعیت و سکوت مرگباری را نسبت به واقعیات بحرین شروع کرد.
سال گذشته به عنوان مهمان ویژه جشنواره بودم و همان روز آقای قسام بن جدو در اعتراض به دیدگاه آقای وضاح خنفر استعفا داده بود و من هم بحث مفصلی را با آقای خنفر در حضور همه انجام دادم مبنی براین که چرا الجزیره کشتار شیعیان بحرین سکوت کرده و ایشان تنها گفت من جوابی ندارم. اخیرا هم آقای خنفر هم برکنار شد و اعضای خاندان آل ثانی جایگزین ایشان و رئیس شبکه الجزیره شد.
* لطفاً درباره مستند «مدرسه» و روند تولید آن توضیح دهید...
- مستندی ساختم به عنوان «مدرسه»، این فیلم درباره مدرسهای در بوسنی است که یک سال و نیم پیش فیلمبرداریاش به اتمام رسید و یک سال و اندی تدوین آن به طول انجامید. این فیلم داستان جنگ بوسنی است و کشتار مسلمانان در مدرسه. ظاهر مدرسه این است که روز عادی را طی میکند همه افرادی که در مدرسه هستند حتی معلمها خاطره ناراحتکنندهای از جنگ را در ذهنشان دارند و تکتک خاطرات این افراد را به تصویر کشیدیم. مستند خوبی شده است که اولین حضورش در جشنواره الجزیره بود و در بخش مسابقه مستند بلند جشنواره منتخب شده بود و قرار بود هفته آینده به عنوان مهمان عازم جشنواره شوم اما به خاطر فضایی که دیدم به حق است در اعتراض به سکوت شبکه الجزیره حضور در این جشنواره را انصراف دادم فیلمام را هم از جشنواره خارج کردم در حالیکه شانس برنده شدن هم داشت اما این کار را انجام دادم تا به نوعی صدای اعتراضمان را به سکوت این شبکه و کشتار شیعیان بحرین نشان بدهم.
* با توجه به این مطلب که خودتان به جشنوارهها اشراف دارید، توانستید این فیلم را از بخش مسابقه خارج کنید؟
- من خودم از سال ۲۰۰۶ ارتباط داشتم و جشنوارههای متعدد را ارزیابی میکنم.
* فیلمسازهای دیگر چگونه میتوانند رویکرد جشنوارهها را ارزیابی کنند و موقعیت آنها را تشخیص دهند؟
- در بعضی موارد جشنوارهها کاملاً موضع علنی دارند و موضعگیری شبکه الجزیره و العربیه کاملاً مشخص است، علاوه برخلاف مصالح جمهوری اسلامی بلکه خلاف واقعیات رخ داده در جهان است و مانند همکاری BBC و العربیه تکلیفشان مشخص است من با توجه به این مطلب که برای حضور در جشنواره ثبت نام کرده بودم اما احساس کردم حضور در این جشنواره یک نوع خیانت است در جاهای دیگر ممکن است سیاستهای دوپهلو داشته باشند.
* ما شاهدیم جشنوارههای خارجی سیاستهای خود را دنبال میکنند و سینمای ایران را رصد میکنند و آثاری که با سیاستهایشان متناسب است را انتخاب میکنند.
- فضای عمومی همه جشنوارههای غربی بر مبنای سیاهنمایی نیست. جشنوارهها الزاماً به دنبال فیلمهایی نیستند که سیاهنمایی در آن باشد، من سالها مدیر کل رسانه بینالملل سیما بودم. طبیعی است که جشنوارهها به دنبال سیاستهای خودشان باشند . هر جشنوارهای سیاست خاص خود را دارد و آن را دنبال میکند.
سینما یکی از مظاهر معرفی فرهنگ و هنر ایران است
* با این اوصاف سینمای ما باید چگونه با جشنوارههای بینالمللی برخورد کند؟
- این هنر دستاندرکاران است که بتوانند ارزیابی کنند که یک حضور چقدر میتواند ارزشمند باشد، نمیتوانیم قانون مشخصی برای آن تعریف کنیم مرتب و به روز باید بررسی کنیم حضور فیلمها در جشنوارهها چقدر مؤثر خواهد بود. قطعاً نمیتوانیم با جشنوارههای جهانی قهر کنیم و در جشنوارهها حاضر نشویم زیرا سینما یکی از مظاهر معرفی فرهنگ و هنر ایران است و نماینده جمهوری اسلامی است و باید حضور داشته باشیم. اما فیلمهایی که تصویر بدی از جامعه ایران ارایه میدهند نباید در جوامع بینالمللی حضور پیدا کنند و فیلمسازان هم باید معرفت داشته و وطنپرست باشند تا نیازی به دستورالعمل و بخشنامه در این خصوص نباشد. اما متاسفانه شاهد هستیم فیلمسازان ما به دلیل توجهات جشنوارهها حاضرند برخی از کارها را انجام دهند. وظیفه اول برعهده فیلمسازان است و در مرحله بعد وظیفه نهادها وسازمانها است. جشنواره برلین که به دنبال سیاستهای خود است سکوی پرتاب فیلم آقای فرهادی شد که قطعاً افتخاراتی برای سینمای ایران و تصویر جدیدی از ایران در دنیا به وجود آورد در مقابل تصویری که اخبار فاکس نیوز و سی ان ان و بی بی سی را می بینیم که علیه ایران است که تصویر کدری نشان میدهد، تصویر این فیلم بیشترمنطبق بر واقعیت بود و این اقبال عمومی در اکران گسترده فارغ از تبلیغات غربی را دیدند. برلین سکوی پرتاب اصغر فرهادی بود اگر در جشنواره برلین جایزه نمی گرفت شاید به اسکار نمیرسید.
جایزه فجر تاثیری در عرصه بینالملل ندارد
* آیا جشنواره فیلم فجر و جایزه آن در حضور بینالمللی فیلم فرهادی تاثیری نداشت؟
- به هیچ عنوان، جشنواره فیلم فجر هیچ تاثیری در عرصه بینالملل ندارد. باعث افتخار است که یک فیلم جایزه فجر گرفته و در برلین هم جایزه بگیرد، سینمای مطلوب ما این است که یک فیلمی ساخته شود و بتواند نظر منتقدین داخلی و خارجی را جلب کند همچنین مخاطب عوام داخلی و خارجی آن را ببینند. فیلم رایت ویدیویی خوبی هم داشت و هم اکران بسیار خوبی را رقم زد. ما یک سری فیلمساز جشنوارهای داریم که توسط خواص خارجی مورد تشویق قرار میگیرد اما در ایران نه عوام میپسندد و نه مورد توجه خواص قرار میگیرد.